بزرگترین دشمن ایران
اگر به اظهارات سران رژیم استناد شود قریب به سی سال است ایران با دشمنان بیشمار دست به یقه بوده است و هر از گاهی دشمن جدیدی به این جمع اضافه میشود . من بر آنم که آخوندیسم اگر شده است پول میدهد که دشمن بخرد . همین الآن مطلع شدم ایران پانزده ملوان انگلیسی را بجرم ورود به آبهای ایران دستگیر کرده و دوباره برگشتم به این نوشته و پاراگراف حاضر را اضافه کردم زیرا تأییدی بر مدعای من بود . کدام احمقی جاسوس را در هیئت نظامی میتواند قبول کند ؟ آنهم جلوی چشم آنهمه قایق سپاه که تصادفا در حال مانور هستند ؟ این جور اعمال گذشته از رذالتی که در آن هست از حماقت عجیبی خبر میدهد که نظیرش را فقط میتوان در آخوندیسم پیدا کرد . واقعا تهوع آور است .
چند سال پیش تصادفا نقدی در بارۀ سینمای هالیوود دیدم که آمریکا را متهم به دشمن تراشی برای خود و ایجاد ارعاب میکرد و اتهامات وارده چنان منطبق با عملکرد خود ایشان بود که نمیتوانستم جلوی خندهام را بگیرم .
اکنون سؤال اینست که واقعا دشمن بزرگ ایران کیست ؟ و از خیل دشمنانی که در لیست سیاه جمهوری اسلامی هستند کدامیک خطرناکتر از بقیه است ؟
یک حساب سر انگشتی بما میگوید که بزرگترین دشمن ایران جمهوری اسلامی است و کنکاش ساده و مقایسۀ کوتاهی میتواند اینرا ثابت کند . از شما میپرسم دشمن با ما چه میتواند بکند ؟ آمریکا پس از تصرف ایران با این ملت چه تواند کرد ؟
بنا بر یک گزارش رسمی چنانچه تحولات عظیمی در مدیریت انرژی صورت نگیرد ظرف ده سال آینده صادرات انرژی اعم از نفت و گاز و برق قطع گردیده و تولید نفت ایران حتی کفاف مصرف داخلی را نخواهد داد و بر طبق کارشناسیهای انجام شده اگر از همین امروز اصلاحات آغاز شود باز هم جبران عقب ماندگیها مشکل خواهد بود . آیا بمباران صنایع نفتی ایران میتواند به اندازۀ مدیریت فعلی زیانبار و خسارت آور باشد ؟
آخوندیسم در پی جلب موافقت بینالمللی بطور بیحساب باجهای نفتی میدهد و در واقع خود را مجبور به خرید دوستی دیگران آنهم بقیمت گزاف میبیند ، یعنی آنکه بخشی از همان مقادیر اندک استخراج و بهره برداری از منابع انرژی بصورت باج پرداخت میشود . بخش دیگری نیز در مافیای نفتی و رانتهای اختاپوسی داخلی مستحیل میشود . بسیاری از شرکتهای معتبر خارجی از سرمایه گذاری در ایران میهراسند و دلیل آنرا عدم شفافیت قراردادها اعلام کردهاند و معلوم است که با چنین اوضاعی باید هم شاهد چنین وضعیت اقتصادی در ایران باشیم که علیرغم برخورداری از ثروت نفتی بیشترین محرومیتها نصیب ملت ما باشد . چطور ممکن است جز این انتظار داشت وقتی که سوء مدیریت و تدابیر غلط ، باجهای کلان و مافیا با یکدیگر دست اتحاد دادهاند تا تنها منبع درآمد و یگانه راه ارتزاق این مردم را نابود کنند ؟
آیا کدام غارتگری غاصبانه میتواند معادل این نابود کننده باشد ؟
با حملۀ متجاوز و اشغال این کشور چه وضعی پیش خواهد آمد ؟ دشمن بعضیها را میکشد و بعضیها را به زندان میاندازد . خفقان خواهد بود و آزادی به حداقل میرسد . حقوق بسیاری ضایع میشود و اوضاع اقتصادی نابسامان همگان را آزار خواهد داد . شکنجه و استنطاق و کنترل شدید افکار عمومی بطوری که تمام رسانهها در خدمت حاکمان بوده و هر ندای آزادی در گلو خفه خواهد شد . تجاوز به نوامیس امری عادی و طبیعی بوده و اصولا هیچ حریم امنی وجود نخواهد داشت . دشمن هر که را بخواهد به نان میرساند و هر که را بخواهد از نان خوردن میاندازد . غارت اموال عمومی در سطح وسیع صورت گرفته و باندهای مافیائی نبض هر ثروتی را بدست خواهند گرفت . تمام منابع طبیعی کشور در اختیار غارتگران بوده و سهم ملت جز حسرت و رنج نخواهد بود . متاع جان ارزانترین کالای بازار بوده و هر طرف دار اعدام و تیر خلاص در کار است . آری اینها و چند برابر اینها رخ میدهد اما نه در سطحی که امروزه با نام قانون توسط جمهوری اسلامی انجام میشود بلکه در سطحی بسیار نازلتر از این .
جمهوری اسلامی هم اکنون با شدتی بیش از آنچه هر دشمنی بتواند و بخواهد ، تمام موارد فوق را منظور میکند و بسیاری جنایات دیگر نیز که بدست او در حق ملت صورت میگیرد و صدایش در نمیآید .
موارد گفته شده را میتوان بنوعی تا سطح آنچه دشمن با ما میکند پائین آورد و باین ترتیب خطر ایندو مساوی خواهد بود . پس چگونه میشود ادعا کرد جمهوری اسلامی خطرناکتر از بقیه است ؟
آنان که با زبان من آشنائی دارند میدانند که من از لفت و لعاب دادن موضوع خوشم نمیآید و حرفم را به خلاصه ترین شکل ممکن میزنم .
جمهوری اسلامی بدلیل آنکه با نام خدا و خدعه و فریب عمل میکند و عمال آن بدلیل تولد در ایران و ایرانی شمرده شدن تحت نوعی سپر حفاظتی بوده و خطرشان آنچنان بچشم نمیآید ، در صورتیکه هیچ نیروی اجنبی نمیتواند اینچنین فارغالبال عمل کند .
ایران همواره و خصوصا در تاریخ معاصر به جهانیان ثابت کرده است که تحت هیچ شرایطی تسلیم بیگانه نمیشود و ننگ سرسپردگی به اجنبی را نمیپذیرد و تنها راه حکومت بر او فارسی حرف زدن است ، بنابراین به مجموعۀ خطرات میبایستی سنقری را نیز اضافه کرد که خایۀ مردم را بریده است و طول عمر این ظلم طبیعتا بیش از هر ستمی است که از طریق اجنبی وارد شود .
رژیم آخوندیسم بیشمار خسارات عمیق و غیر قابل جبران به ایران وارد کرده است و روز بروز این رویه را وسعت بیشتر میبخشد . من به سبب نوع نگرش آنچه را او با مغز ایرانی روا میدارد بسیار مهمتر از خسارات اقتصادی میدانم و بهیچوجه گمان ندارم نظیر این تخریب را هیچ غاصب دیگری بتواند که باعث شود . مسائلی نظیر شست و شوی مغزی و ترویج دیدگاه غلط خرافی را کدام غاصب دیگر میتواند انجام دهد ؟ آنچه بر سر اخلاق جامعه آمده است و این دامنۀ فساد و تزویر و سردی روابط و محو خصائل انسانی چیزهائی هستند که تفاوت بنیادین دارند با انحرافاتی نظیر اعتیاد و غیر از جمهوری اسلامی هیچ عاملی نمیتوانست تا این حد وسیع و خطرناک آن را رواج دهد .
هیچ میدانید اگر بخواهم همینگونه فهرست وار از عواقب زیانبار جمهوری اسلامی نام ببرم درازای این طومار چقدر میشود ؟ طوماری که نظیر آن در این سی سال بارها تهیه شده است و لزومی به تکرار آن نیست . آنچه هدف از این مقدمه بود در واقع فتح بابیست برای باز کردن یک پرانتز کوچک در مشکلات بزرگی که جمهوری اسلامی ایجاد کرده است . پرانتزی که به نسبت ابعاد اصلی مشکل کوچک و حقیر مینماید و گرنه خود از خطر بزرگی حکایت دارد که من نمیدانم چه چیز را مشابه آن معرفی کنم ؟
ایران به سبب تاریخ و تمدن کهن و شایستگی های بالقوۀ مردمانش همواره خاری بوده است در چشم حسودان و هر حرکت مخربی در این خاک از جانب بیگانگان و توطئۀ آنان بوده است . بلایائی که بر این سرزمین نازل گشته است را در نظر بگیرید و ببینید که پیدا و پنهان سر نخ آن متصل به یک عامل خارجی بوده است که جز حقارت و نابودی برای ما نمیخواهد .
یگانه عاملی که در این میان موجب رهائی ما از بند بلا گشته است همان اتصال به ریشه و پیشینه بوده است و اولین دشمن هر بد خواهی ایرانی بودن ماست . این نام پر افتخار هر توطئۀ پلید را خنثی کرده است و ما همچنان پا بر جا ایستادهایم و اگر چه تا قبل از انقلاب سیاه حرکتهائی در راستای تخریب فرهنگ ما صورت گرفته بوده است اما هرگز آنقدر مهم نبوده که نامی از آن بر جای ماند . آنچه بصورت یک حرکت ریشه دار و تهاجم گسترده به فرهنگ ایرانی ثبت گشته است آخوندیسم است .
آخوندیسم طی فرایند خاصی که قبلا شرح دادهام یگانه دشمن خود را هویت ایرانی میداند و در اینمورد حق با اوست . زیرا اگر چه دانش و آگاهی میتواند یگانه سلاح او را که خرافات است خنثی کرده و بی اثر سازد اما رسیدن به چنین دانشی با شرایط فعلی برای هر کس مقدور نیست و روشنفکران در اقلیت ناچیزی هستند اما روح ایرانی نیاز به آموزش و شرایط خاص ندارد و در خون همۀ ایرانیان هست .
بنابراین خطر اصلی برای آخوندیسم همچنان هویت ایرانی بوده و رژیم خود را در جدال مرگ و زندگی با این عامل میبیند . دامنۀ تلاش او برای محو این هویت تا جائیست که اندیشه از آن میگذرد و هیچ محدودۀ خاصی را شامل نمیشود . من هیچ عامل دیگری را ندیدهام که تا این حد توجه رژیم را بخود معطوف کرده باشد و گوئی شب و روز خود را در اندیشۀ نابودی آن میگذراند .
از تاریخ مجعولی که به فرزندان ما در مدارس میآموزند آغاز کنید . اگر این کتابهای درسی را در نقدی جامع به تحقیق گذارند خندۀ دردناکی را سبب خواهد شد که از بن جان میآید . چقدر پرروئی میخواهد چنین جفنگیاتی را بنام تاریخ بخورد طفل معصوم بدهند ؟ بدون تردید همان وقاحتی را میخواهد که از یک آخوند بر میآید . تمام مطالبی را که در بارۀ بابک ومازیار و آریوبرزن نوشتهاند را اگر جمع کنید یک صفحه را شامل نمیشود و همان چند جمله نیز عاری از حقیقت است ، اما در بارۀ میرزا خورخورالدین یک کتاب نوشتهاند و دانش آموزان ما از تاریخ خود همانقدر میدانند که دانشگاهیان ما و جمع ایندو با هم میشود صفر پادشاهان این سرزمین به روایت این تاریخ تماما ظالم بودهاند و مفاخر ما از دامن اسلام برخاستهاند .
این یک مقالۀ کوتاه برای روزنامه است و بزبان عامیانه و ساده نوشته شده است و مجالی برای باز کردن مطلب نیست و گرنه حق مطلب را ادا کردن در این باب مثنوی هفتاد من کاغذ میشود . جعل و تحریف تاریخ ایران چیزی نیست که بتوان بصورت پیگیر ودامنه دار آنرا ادامه داد و دیر یا زود رژیم مجبور خواهد شد که کوتاه بیاید اما تا آنزمان چند فیلمساز اجیر شده و عوضی دیگر اجازه خواهند یافت تاریخ ما را به سخره بگیرند ؟ من جمهوری اسلامی را از این جهت بزرگترین دشمن ایران میدانم که هر روز که میگذرد نام ایران آلودهتر و حقیرتر از قبل میشود و این بهیچوجه سزاوار اولین تمدن بشری نیست .
No comments:
Post a Comment